خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
506
نهج البلاغة ( فارسى )
قسمتى دوم از اين خطبه است ( در بطلان ادعاى كسى كه كردارش طبق گفتارش نمى باشد ، و ترغيب مردم بدل نبستن به دنيا و پيروى از پيغمبران ) : ( در مردم ( 8 ) به گمان خود ادّعاء مىكند كه به خدا اميدوار است سوگند به خداوند بزرگ كه دروغ مى گويد چگونه است حال او كه اميدواريش به خداوند در عمل و كردارش نمودار نيست ( اگر اين شخص راست مى گفت براى بدست آوردن رضاء و خوشنودى خداوند كوششى مى نمود و كارى نمى كرد كه موجب خشم او گردد ) ( 9 ) پس هر كه ( به چيزى ) اميدوار است اميد او از كردارش پيدا است مگر اميد به خدا كه مغشوش بوده خالص نباشد ، و هر ترسى مسلّم است ( آثار آن در ترسيده آشكار است ) مگر ترس از خدا كه ناجور باشد ( و نشانهء ترس در ترسيده هويدا نباشد ) ( 10 ) در كار بزرگ به خدا اميد دارد ( آسايش هر دو جهان را با درجات عاليهء در بهشت جاويد آرزو دارد ) و در چيز كوچك ( متاع فانى دنيا ) به بندگان خدا اميدوار است ، و ( نسبت ) به بندهء خدا طورى رفتار ( و اظهار خضوع و فروتنى ) مى نمايد كه براى پروردگار نمى كند ، پس چگونه است شأن خداوند « بزرگ است ستودن او » كه در حقّ او تقصير مى گردد به آنچه ( خضوع و فروتنى و اميدوارى ) براى بندگانش انجام داده مىشود ( 11 ) آيا مى ترسى در اميدواريت به خدا دروغگو باشى ( گمان بردهاى كه بى اعتنائى نموده نا اميدت سازد ، اين گمان خطاء بزرگى است ، زيرا فضل و رحمت او چنان كه خبر داده بزرگتر از آنست كه نيكوكاران را نوميد گرداند ) يا اينكه او را براى اميدوار بودن سزاوار نمى بينى ( كه اگر او را بانجام اميد خود ناتوان بدانى كفر محض است ) و همين طور است حال كسى كه ادّعاء مىكند به خدا اميدوار است ، اگر از بندهاى از بندگان خداوند بترسد ، از روى ترس قسمى با او رفتار نمايد كه در بارهء پروردگارش چنان نمى كند ( چون از بندهاى بترسد سعى و كوشش نمايد تا خوشنودى او را بدست آورده خشمش را دور گرداند ، و ليكن جائى كه بايد از خدا بترسد دل فراخ كرده كار بروز دگر اندازد ) پس ترس خود را از بندگان نقد و موجود پنداشته و از آفريدگارش نسيئه و وعده ( 12 ) ، و همچنين مانند ادّعاء كنندهء اميد به خدا است كسى كه دنيا در نظرش اهميّت داشته ، و موقعيّت آن در دلش بزرگ باشد ( كالاى ) آن را بر ( آنچه پسنديدهء ) خدا ( است از اطاعت